نقد نظریه سروش ( وحی تجربه دینی پیامبر )
حجت الاسلام علی مدبر سروش عبدالکریم سروش علی مدبر فراکنش قرآن مکتب فکری کنش واکنش نبوت وحی کنش فراکنش کنش واکنش
نقد آکادمیک نظریهٔ «تجربهٔ دینی» سروش در باب وحی 🔆
۱. تقریر مختصر نظریهٔ سروش (برای انصاف علمی)
بر اساس نظریهٔ تجربهٔ دینی:
وحی نوعی تجربهٔ درونی و شخصی پیامبر است
پیامبر در مواجهه با امر قدسی، تجربهای معنوی دارد
قرآن، بیان زبانی و تاریخیِ این تجربه است
الفاظ و ساختار قرآن از پیامبر است، نه از خدا
وحی تفاوت ماهوی با تجربهٔ عرفانی ندارد، بلکه شدت آن بیشتر است
این نظریه میکوشد وحی را با دستاوردهای هرمنوتیک، روانشناسی دین و فلسفهٔ مدرن سازگار کند.
۲. نقد اول: فروکاست وحی از «رویداد عینی» به «پدیدار ذهنی»
اشکال فلسفی
نظریهٔ تجربهٔ دینی، وحی را به سطح یک پدیدار در آگاهی پیامبر تقلیل میدهد. در این چارچوب، واقعیت وحی نه در عالمی مستقل، بلکه در تجربهٔ ذهنی پیامبر تحقق مییابد.
پیامد
وحی از یک رویداد عینی و قانونمند به یک واقعهٔ روانی تبدیل میشود
تمایز وحی با تخیل، الهام و تجربهٔ عرفانی تضعیف میگردد
از منظر مکتب کنش و واکنش:
وحی کنشی وجودی در نسبت میان عالم قضا و شهادت است، نه صرفاً تجربهای در ساحت آگاهی فردی.
۳. نقد دوم: تضعیف بنیاد عصمت وحی
اشکال کلامی–فلسفی
در نظریهٔ سروش، چون:
لفظ و بیان از پیامبر است
تجربه، شخصی و تاریخی است
پس:
امکان خطا در بیان وحی وجود دارد
عصمت وحی نمیتواند ذاتی باشد
سروش عصمت را یا انکار میکند یا به حوزهٔ نیت پیامبر محدود میسازد.
پیامد
این نگاه:
حجیت قطعی متن قرآن را سست میکند
مرز میان وحی و فهم پیامبر از وحی را مخدوش میسازد
در مقابل، در مکتب کنش و واکنش:
عصمت، نتیجهٔ تحقق وحی در مرتبهٔ وجود بالفعل و قانونمند است، نه ویژگی اخلاقی پیامبر.
۴. نقد سوم: تاریخیسازی افراطی وحی
اشکال معرفتشناختی
سروش تصریح میکند که:
اگر پیامبر در عصر دیگری میزیست، قرآن دیگری پدید میآمد.
این سخن، وحی را بهشدت وابسته به شرایط تاریخی، زبانی و فرهنگی میکند.
پیامد
شریعت از مرجعیت فراتاریخی ساقط میشود
دین به مجموعهای از پاسخهای موقت تاریخی فروکاسته میشود
امکان الزام همگانی و دائمی شریعت تضعیف میگردد
از منظر مکتب شما:
تحقق تاریخی وحی پذیرفتنی است، اما حقیقت وحی تاریخیشدنی نیست.
۵. نقد چهارم: حذف یا تضعیف نقش عینی جبرائیل
اشکال الهیاتی
در نظریهٔ تجربهٔ دینی:
جبرائیل یا بهکلی حذف میشود
یا به نماد، اسطوره یا زبان تجربه تعبیر میگردد
این امر:
با نصوص قرآنی و روایی ناسازگار است
ساختار ارتباطی وحی را فرو میریزد
در حالی که در مکتب کنش و واکنش:
جبرائیل حقیقتی عینی و متمثل است که نقش تبیین نقشهٔ وحی را ایفا میکند، نه استعارهای روانشناختی.
۶. نقد پنجم (نقد بنیادی): خلط میان «تجربه» و «وحی»
اشکال مفهومی
سروش میان:
تجربهٔ دینی (که ذاتاً شخصی، تفسیری و خطاپذیر است)
و وحی تشریعی (که عمومی، الزامآور و قانونمند است)
تفکیک ماهوی قائل نمیشود.
پیامد
وحی به تجربهٔ عرفانی فروکاسته میشود
مرجعیت پیامبر با اولیاء و عرفا همسطح میگردد
تشریع، وجه تمایز خود را از دست میدهد
در مکتب کنش و واکنش:
تفاوت وحی با تجربهٔ دینی، تفاوت در «شدت تجربه» نیست، بلکه تفاوت در «ساختار وجودی و قانونمندی واکنش» است.
۷. جمعبندی نهایی نقد
دستاورد نظریهٔ سروش
✔️ توجه به نقش زبان، تاریخ و فهم انسانی
✔️ نقد سادهانگاری در تلقی مکانیکی از وحی
کاستیهای بنیادین
✖️ تقلیل وحی به تجربهٔ ذهنی
✖️ تضعیف عصمت و حجیت قرآن
✖️ تاریخیسازی افراطی شریعت
✖️ حذف واقعیت عینی جبرائیل
✖️ خلط وحی تشریعی با تجربهٔ عرفانی
۸. داوری نهایی از موضع مکتب کنش و واکنش
نظریهٔ تجربهٔ دینی سروش، اگرچه در نقد برخی قرائتهای سطحی از وحی موفق است، اما با پرداخت هزینهٔ سنگینی همراه است:
هزینهٔ از دستدادن واقعیت عینی وحی، عصمت ساختاری، و مرجعیت تشریع.
از منظر مکتب کنش و واکنش:
این نظریه، وحی را بیش از آنکه تبیین کند، تضعیف میکند؛
زیرا آن را از «رویداد وجودی قانونمند» به «تجربهای انسانی و تفسیرپذیر» فرو میکاهد.
کامنت ها (1)
ارسال کامنت جدید
ارسال

موسسه بین المللی اویس قرنی
تعداد پست ها77
عالی است استاد گفته:
مجید
1404-10-14