فرق حدیث و روایت - حجت الاسلام علی مدبر چهابرج
حجت الاسلام علی مدبر حدیث روای روایت شبهه علی مدبر فراکنش فرق مکتب فکری کنش واکنش کنش فراکنش کنش واکنشحدیث و روایت؛ تحلیل لغوی و اصولی بر مبنای مکتب کنش و واکنش 📚
در مباحث دینی، واژههای «حدیث» و «روایت» معمولاً به جای یکدیگر به کار میروند؛ اما حقیقت آن است که این دو نه مترادفاند و نه همعرض. در نگاه دقیق، میان آنها تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ تفاوتی که اگر درست فهم شود، هم جایگاه حدیث روشن میشود و هم نقش روایت. این مقاله میکوشد بر اساس مبانی مکتب «کنش و واکنش» این تفکیک را با روشی انسانی و قابلفهم بیان کند.
---
ریشهشناسی لغوی؛ از حدوث تا حدیث 📕
در زبان عربی، مجموعه واژههایی چون حدیث، حادث، حدوث، حوادث و احادیث از یک ریشه واحد برخاستهاند. این همریشگی تصادفی نیست؛ بلکه نشان از یک حقیقت مشترک وجودی دارد: همه این واژهها بر رخ دادن و ایجاد شدن دلالت میکنند.
در این مکتب، زبان صرفاً نشانهگذاری قراردادی نیست، بلکه آیینه مراتب وجود است. از این رو، ما واژگان را مجازی نمیدانیم؛ هر واژه حامل مرتبهای از حقیقت است و ارتباط معنایی آن با واژههای همریشه، نشانهای از سنخیت وجودی میان آنهاست.
بر این اساس، حدیث یعنی حادث شدن یک سخن یا رفتار. حدیث رویدادی است که در ابتدا رخ میدهد و تحقق پیدا میکند. همین تحقق نخستین، ماهیت حدیث را میسازد.
---
حدیث؛ حقیقت ایجاد اولیه 📔
حدیث چیزی بیش از «متنی منسوب به معصوم» است. حدیث رویداد نخستین است؛
ایجاد و صدور گفتار، رفتار یا تقریر معصوم.
به بیان ساده:
هرگاه پیامبر یا امام سخنی بگوید، عملی انجام دهد یا چیزی را تأیید کند،
در آن لحظه یک حدوث واقعی بهوجود آمده است؛
این همان حدیث است.
به عنوان نمونه، پیامبر اکرم(ص) فرمود:
> «نماز بخوانید آنگونه که من نماز میخوانم.»
این بیان، در لحظه صدور، حدیث است؛ یعنی ایجاد نخستین حقیقت.
---
روایت؛ انعکاس و انتقال حدوث 📙
پس از ایجاد حدیث، این حقیقت باید به نسلها و مخاطبان بعدی منتقل شود. این انتقال، خود رخدادی جدید است، اما نه در مرتبه ایجاد اولیه. این رخداد دوم، روایت نام دارد.
روایت یعنی:
باز گفتن حدیث،
نقل و گزارش آن،
رساندن آن به مخاطب بعدی.
پس حدیث اصل است و روایت فرع.
حدیث کنش اولیه است و روایت واکنش انتقالی.
اگر حدیث ریشه باشد، روایت شاخه است.
---
تفاوت اصولی حدیث و روایت 📑
در اصول فقه، حدیث منبع اولیه حکم است؛
یعنی حجیت حدیث ذاتی است، چون از معصوم صادر شده.
اما روایت، حجیتش تابع حدیث است؛
یعنی اگر اتصال و صحت سند آن اثبات نشود،
نقل آن اعتبار ندارد.
بنابراین:
حدیث = جای صدور حکم
روایت = راه رسیدن به حکم
هدایت از حدیث آغاز میشود و به واسطه روایت به انسان میرسد.
---
نتیجه روشن 📘
با جمعبندی این مباحث میتوان گفت:
1. حدیث تحقق و ایجاد نخستین سخن یا رفتار معصوم است.
2. روایت انعکاس و انتقال این تحقق به دیگران است.
3. حدیث اصل دارد و روایت بر پایه آن استوار میشود.
4. از نظر وجودی، حدیث مرتبه بالاتری دارد و روایت مرتبه پایینتر.
5. در علم اصول، حجیت حدیث ذاتی است اما حجیت روایت وابسته به اتصال آن به حدیث.
این نگاه، ضمن اینکه با مبانی لغوی سازگار است، با اصول فلسفی مکتب کنش و واکنش نیز هماهنگی کامل دارد؛ زیرا در این مکتب، حقیقت از طریق کنش و واکنش و در مسیر مراتب وجودی جریان پیدا میکند.
.
کامنت ها (0)
هنوز کامنتی موجود نیست
ارسال کامنت جدید
ارسال

موسسه بین المللی اویس قرنی
تعداد پست ها77