۱-وعده خداوند به اطفاء توطئه‌های یهود 📕


بر اساس مفاد 64 سوره مائده: «... كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ» می‌توان ادعا نمود که توطئه‌های بنی اسرائیل، برای بقاء خود مواجه با شکست خواهد گردید؛ چرا که وعده خداوند، در اطفاء نار حرب قطعی و یقینی است.( مکارم شیرازی، 1374: ج4، ص453)

 

موسسه  بین المللی اویس قرنی

 


 این آیه از نظر زبان‌شناختی، ساختاری فشرده، متقن و پر از صنایع بلاغی است. آیه با یک رابطه علّی-شرطی شروع می‌شود: هرگاه کاری کنند، خدا واکنش نشان می‌دهد. سپس، به توصیف حالتی می‌پردازد که همزمان با شرط است (سعی در فساد).
 در پایان آیه، یک حکم کلی بیان می‌شود که نتیجه اخلاقی و الهیات آیه را تکمیل می‌کند. رژیم منحوس اسرائیل هم که امروزه، تمام قد در مقابله با ایران اسلامی در صحنه ظاهر شده، در ادامه همان مخالفت‌های گذشته قوم یهود با دین اسلام شناخته میشود، لذا به همان شکلی که در سابق، به دست خداوند نابود شده‌اند در شرایط امروزی هم، به دست قدرت الهی به زودی از بین خواهند رفت و در همین دنیای کنونی، سرنوشت بدی را خواهند داشت.

۲-مورد لعن قرار گرفتن قوم یهود در لسان داود و عیسی بن مریم 📘


قوم یهود ظالم و عاصی، همان افراد لجوجی هستند که در لسان حضرت داود و عیسی بن مریم بر اساس آیه 78 سوره مائده: «لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني‌ إِسْرائيلَ عَلى‌ لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» مورد لعن آن دو حضرت قرار گرفتند؛ چرا که بر اساس تعریض آیه شریفه، افراد معصیتکار و متجاوزی بودند. (طباطبایی، 1390: ج6، ص78) 


واضح است، مطابق این آیه شریفه، در هر زمانی افرادی از بنی اسرائیل بخواهند رفتاری تجاوزگر داشته باشند مشمول نفرین و انزجار آن دو حضرت قرار خواهند گرفت. کیفر خداوند هم، مختص روز قیامت نیست بلکه اعم از دنیا و عالم آخرت است و نیز، تنها متوجه آینده نیست بلکه همه لحظات دنیایی را شامل است.

موسسه بین المللی اویس قرنی

 

 

 امروز هم، اگر رژیم اسرائیل حتی با یدک کشیدن تدین به دین یهود و رنگ سیاسی و ایدئولوژی بخواهد تجاوز و ستم بر دیگران بنماید مشمول همین نفرین و لعن انبیاء قرار خواهند گرفت. بنابراین، رژیم صهیونی با اراده الهی و اذن خداوندی که همان جریان و سریان سنت الهی در انتقام از گناهکاران است، جزو ملعونین می‌باشند و در نتیجه، به دست توانای الهی دارند مجازات می‌شوند هر چند، نابودی خودشان را حس نکنند.

 

3- وعده خداوند در هلاکت قطعی ستمگران 📗


در دوران حیات رسول گرامی اسلام، افرادی خاص، از جمله یهودیان مخالف، با سخنان خود در مقام هجو و استهزاء دین اسلام و شخص پیامبر اسلام و مومنین برمی آمدند. خداوند، در آیه 227 سوره شعراء: «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» بعد از آنکه به مظلومین و مستضعفین، اجازه مقابله به مثل را صادر می نماید متذکر هشدار مهمی برای ستمگران می گردد و آن، این است که آنها بدانند که در دنیا، به طور یقین واژگون و سرنگون خواهند گردید.

موسسه بین المللی اویس قرنی

 

قرآن پژوهان، بیان داشته‌اند که کلمه «منقلب»، غیر از واژه مرجع است زیرا مرجع به معنای بازگشت به همان حالت قبلی است ولی منقلب، به معنای برگشتن به ضد حالت پیشین است؛ یعنی قبلا که در حیات و قدرت بودند به ممات و ضعف و نابودی تبدیل خواهند گشت. (قرطبی، 1364: ج13، ص 152؛ زحیلی، 1422: ج19، ص247) 


به گفته برخی از مفسران، سین در «سیعلم» بر خلاف «سوف» که دلالت بر دوری زمانی و عذاب اخروی دارد، دلالت غالبی بر تعجیل و نزدیکی زمانی و در نتیجه، عذاب دنیوی نموده و سیاق آیه نیز، همین ادعا را تایید می‌نماید. (میدانی، 1361: ج8، ص733) و مراد از «الذین ظلموا»، با لحاظ عمومیت لفظ ظلم نمی تواند مختص شعراء باطل باشد، همه ستمگران، اعم از شاعر و غیر شاعر را شامل است. (صادقی تهرانی، 1406: ج22،  ص128؛ صدیق حسن خان، 1420: ج5، ص111)

 

4- سنت الهی در انتقام قطعی از جنایتکاران 📚


 طبق آموزه‌های قرآن کریم، ظلم و ستم عاقبتی جز نابودی و مجازات ندارد. هر کسی که در این دنیا، مرتکب ظلم گردد، پای مجازاتش هم باید بنشیند. نمی‌توان قبول داشت که ستمی صورت بگیرد ولی بدون کیفر بماند زیرا بی مجازاتی، بر خلاف حکمت خداوند است. حکمت خداوند، بر اساس عدالت بنا شده است.

اجرای عدالت، اقتضا می کند که جرم، بی مجازات نماند، خواه در این دنیا یا دنیای دیگر، چشیدن سزای اعمال لازم و ضروری است. 
شاهد بر آن، آیه 22 سوره سجده: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمينَ مُنْتَقِمُونَ» و آیه 85 سوره نمل است که می فرماید: «وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ». از منظر مفسران، عبارت «وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ» یا به این معناست که خداوند، ظالمان را به دلیل ظلمشان، هدایت نخواهد ساخت و آنان را برای عذرآوری فرصتی نخواهد داد یا اینکه به معنای این است که وقوع عذاب، برای آنها حتمی خواهد بود (طباطبایی، 1417: ج15، ص398)

مطابق هر دو وجه، کسانی که در دنیا، اهل ظلم و جرم هستند نه در دنیا، از عذاب الهی رهایی دارند و نه در عالم آخرت، حق سخن گفتن را خواهند داشت. هر چند ممکن است این عذاب الهی، بر اساس آیات 42 و 43 سوره ابراهیم: «وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ.» به دلیل تشدید مجازات به تاخیر بیفتد ولی سوخت و سوز نخواهد داشت؛ چرا که فلسفه ارسال رسل و انزال کتب آسمانی، محو نمودن ظلم و جنایت روی زمین است. (مغنیه، 1424ق: ج4، ص455) خداوند در آیه 29 سوره فرقان: «... وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبيراً» به طور صریح و مطلق بیان می‌دارد که هر کس ستم بکند خداوند او با عذاب کبیر مجازات خواهد نمود. این عذاب، تنها مقید به عذاب اخروی نیست بلکه عذاب دنیوی را شامل است.(طباطبایی، 1390: ج15، ص192) 


در باره مجازات قطعی، حضرت علی (ع) می‌فرماید: «وَ لَئِنْ‌ أَمْهَلَ‌ [اللَّهُ‌] الظَّالِمَ‌ فَلَنْ يَفُوتَ أَخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَى مَجَازِ طَرِيقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجَا مِنْ مَسَاغِ رِيقِه‌؛ اگر خداوند ستمگر را مهلت دهد هرگز از مواخذه او نمی گذرد، و در بین راهش و جای غم و اندوه گلوگیر که نگذارد آب دهان فرو دهد؛ در کمینگاه است.»(شریف الرضی، 1414: خطبه 96، ص141)

 

5-صهیونیسم و پایه‌های نابودی آن در قرآن 📕


 مجازات سخت الهی با بروز بزرگترین فساد در نوبت دوم توسط یهود
خداوند در دو آیه 5 و 7 سوره اسراء: «... فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيراً» به دو نوبت بزرگ فساد به دست قوم یهود اشاره می نماید و در پشت سر هر کدام، از وعده کیفر بسیار شدید الهی هم سخن می‌گوید.
 در بین مفسران، گفتگو در باره این دو فساد اقوال زیاد وجود دارد که یکی از اقوال آن با روایات مختلفش، مربوط به دوران قبل از میلاد و ظهور پیامبر اسلام هست و آن، نابودی یهود به دست بخت النصر پادشان بابل در فساد اولی و نابودی دومی توسط قیصر روم اسپیانوس به دنبال فساد دومی است. (طبری، 1420: ج15، ص24؛ طباطبایی، 1390: ج13، ص40) 
قول دیگر که مرتبط به دوران بعد از اسلام می‌تواند باشد این است که احتمالا، فساد نخست آنها در آغاز اسلام بود كه منجر به قيام مسلمانان به فرمان پيامبر (ص) بر ضد آنان شد و به كلى از جزيره عرب بيرون رانده شدند، و فساد ديگرى، مربوط به قيام نازي‌هاى آلمان به رياست هيتلر بر ضد يهود بوده است‌. (سید قطب، 1425: ج4، ص2213) ایراد این قول، این است که در نابودی فساد اول و دوم، تخریب مسجد الاقصی صورت نگرفته است. 


در نهایت، قول سوم هم این است که اين دو فساد، مربوط به رويدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشكيل حزبى بنام «صهيونيسم» و تشكيل دولتى بنام «اسرائيل» در قلب ممالك اسلامى است، منظور از فساد اول، قوم بنى اسرائيل و برترى جويى آنهاست، و منظور از انتقام اولى، آن است كه ممالك اسلامى در آغاز كه از اين توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بيت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطين را از چنگال يهود بيرون آورند که نفوذ يهود از مسجد اقصى به كلى قطع شد. و منظور از فساد دوم، هجوم بنى اسرائيل با اتكاى نيروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمين‌هاى اسلامى و گرفتن بيت المقدس و مسجد الاقصى است که به اين ترتيب، بايد مسلمانان در انتظار پيروزى دوم بر بنى اسرائيل باشند بطورى كه مسجد اقصى را از چنگال آنها بيرون آورند. (به نقل از: مکارم شیرازی، 1371: ج12، ص30)


البته، در حدیثی از امام صادق (ع)  آمده است که مخاطب در آیات بالا، به جای یهودیان، مسلمانان هستند و مراد از فساد نخست، حمکرانی بنی امیه و نابودی آنها توسط حضرت علی و امام حسین است و وعده نابودی بعد از فساد دومی نیز، ظهور حضرت حجت است که به همراه ایشان، اولیای الهی رجعت نموده و قیام می‌کنند و وارد مسجد الحرام می‌شوند همانطور که در قبل، پیامبر اسلام داخل آن شده بودند. (عیاشی، 1380: ج2، ص281؛ قمی، 1363: ج2، ص14؛ بحرانی، 1415: ج3، ص506؛ زبیدی، 1428: ج4، ص176)  


از آنجا که مفاد روایات فوق، با صدر آیه که در باره یهودیان است موافقت ندارد، به آسانی نمی‌توان احتمال مسلمانان را از آیه شریفه پذیرفت، لذا به نظر نگارنده، قول موافق با ظاهر آیه شریفه، همان قول منقول در تفسیر نمونه است زیرا با اسناد تاریخی هم تناسب بیشتری دارد و با تحولات معاصر نیز، سازگاری زیادتری دارد که در نهایت، اضمحلال و نابودی صهیونیسم را به دنبال خواهد آورد.

 

6-کیفر سریع آواره سازی مومنان 📗


مقوله ایمان به مبداء و معاد و پیروان آن در نزد خداوند متعال، دارای اعتبار و ارزش خاصی است. خداوند، به تزلزل و نابودی آن، هرگز راضی نمی‌شود. به عنوان نمونه، خداوند در آیه 76 و 77 سوره اسراء: «وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَليلاً؛ و نزديك بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت كنند! و هر گاه چنين مى‌كردند، (گرفتار مجازات سخت الهى شده،) و پس از تو، جز مدت كمى باقى نمى‌ماندند!»، بیان داشته که هر گاه دعوت کننده به ایمان؛ یعنی پیامبر به اخراج از سرزمین خود تهدید بشود. خداوند در کوتاه‌ترین مدت، دشمنان ایشان را نابود می‌سازد.

نابودی دشمنان هم، بر اساس آیه شریفه: «سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْويلاً؛ اين سنت (ما در مورد) پيامبرانى است كه پيش از تو فرستاديم؛ و هرگز براى سنت ما تغيير و دگرگونى نخواهى يافت!»، به عنوان سنت و قانون الهی شناخته شده است که «تحویلی» به همراه ندارد. (طباطبایی، 1417: ج13، ص174)مطابق مفاد آیه فوق، معیار اضمحلال توسط خداوند، مخالفت و متزلزل ساختن رسالت ایشان است. اخراج آن حضرت نیز، مصداق مخالفت است و چون صهیونیست‌ها با ابزارهای گوناگون در صدد مقابله با ایمان و رسالت پیامبر گرامی ص برمی‌آیند، لذا نابودیشان حتمی خواهد بود.


از سوی دیگر، مسئله هلاکت اخراج کنندگان انبیاء به دست خداوند، موضوعی است که خداوند، آن را در آیه 13 سوره ابراهیم: «وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ في‌ مِلَّتِنا فَأَوْحى‌ إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمينَ؛ (ولى) كافران به پيامبران خود گفتند: «ما قطعاً شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد، مگر اينكه به آيين ما بازگرديد!» در اين حال، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد كه: «ما ظالمان را هلاك مى‌كنيم‌.» تکرار نموده و وعده هلاک ساختن آنان را، با آوردن «لام تاکید، ضمیر متکلم مع الغیر و نون ثقیله» در ذیل آیه شریفه، و نیز با بیان «فَأَوْحى» که به معنای «فقال» است، به صورت تاکید بیان داشته است.(فخر رازی، 1420: ج19، ص 77؛ زمخشری، 1407: ج2، ص544)


نکته مهم اینکه، درست است مخاطب آیات فوق، خصوص پیامبر اسلام (ص) و انبیاء گرامی هستند و لکن طبق نظر قران پژوهان و مفسران قران کریم، پیروان انبیاء هم در حکم مذکور شریک هستند؛ چرا که آنها با پیامبران، در مناط حکم سهیم هستند. ملاک، در حفظ انبیاء و هلاکت مخالفان آنان مقوله ایمان است و افراد مومن نیز همچون پیامبران، با آنان در ایمان به مبداء و معاد اشتراک دارند. پس، آنها نیز همانند انبیاء تحت حفاظت خداوند قرار گرفته و تهدید کنندگان آنان، توسط خداوند عقوبت خواهند گشت. (مدرسی، 1419: ج5، ص391)امروزه، کسانی که در فلسطین، لبنا یا ایران اسلامی زندگی می کنند و به رسالت نبی گرامی اسلام ایمان دارند؛ یعنی از انسانیت، صداقت، امانتداری، پایبند بودن به عهد و پیمان‌ها و شرف و ناموس حمایت می‌کنند، به طور یقین، تحت حفاظت خداوند قرار گرفته و اسرائیل و امریکا که چهره حتی روباه را نیز سفید کرده و به انواع جنایت‌ها و خونریزی‌ها مشغول هستند و برآمده از جزیره منحوس «اپستین» می‌باشند، مورد غضب و عقوبت الهی قرار خواهند گرفت.

 

7-مقتضای حکمت و عدالت الهی  📙


خداوند، نسبت به کسی که به دیگری ستم می‌کند خاموش و ساکت نیست. به طور حتم، او را مجازات خواهد نمود، خواه در دنیا و یا در آخرت. زیرا رها ساختن کیفر متخلف، خلاف حکمت و عدالتی است که خداوند، بدان متصف است. آیه 52 سوره برائت: «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ؛ بگو: «آيا درباره ما، جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد؟! (: يا پيروزى يا شهادت) ولى ما انتظار داريم كه خداوند، عذابى از سوى خودش (در آن جهان) به شما برساند، يا (در اين جهان) به دست ما (مجازات شويد) اكنون كه چنين است، شما انتظار بكشيد، ما هم با شما انتظار مى‌كشيم!»، دلالت دارد بر اینکه خداوند، دشمنان حق را سرکوب خواهد نمود.

 نابودی دشمن، یا به صورت مستقیم الهی صورت می‌گیرد یا به دست افراد مومن. زیرا مطابق آیه شریفه، فرود آمدن عذاب الهی بر سر دشمنان، همیشه مستقیم نیست بلکه می‌تواند به دست مومنان، عذاب را دامنگیر کافران نماید به شرط آنکه اتحاد در بین افراد مومن باشد. (خامنه‌ای، سید علی، تفسیر سوره برائت، ص353)


همانطور که خداوند در آیه 31 سوره رعد: «...أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَميعاً وَ لا يَزالُ الَّذينَ كَفَرُوا تُصيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَريباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ؛ ...آيا آنها كه ايمان آورده‌اند نمى‌دانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدايت مى‌كند (امّا هدايت اجبارى سودى ندارد)! و پيوسته بلاهاى كوبنده‌اى بر كافران بخاطر اعمالشان وارد مى‌شود، و يا به نزديكى خانه آنها فرود مى‌آيد، تا وعده (نهايى) خدا فرا رسد؛ به يقين خداوند در وعد؛ خود تخلّف نمى‌كند.»، کافران و خانه‌های آنها را، تهدید به «عذاب کوبنده» می کند.

از این آیه شریفه نیز، برداشت می‌شود که افراد کافر، از ناحیه خداوند رها شده نیستند. آنان در همین دنیا، روزی به سزای اعمال خود خواهند رسید. وعده فتح مکه در کنار وعده روز قیامت، یکی از محتملات از وعده خداوندی است که در آیه شریفه، بدان اشاره شده است. (طوسی، بی تا: ج6، ص255؛ طبرسی، 1372: ج6، ص451) بنابراین، اگر از آیات بالا استفاده می‌شود که افراد کافر که با کفر و ستمگری خود در مقابل محور توحید می‌ایستند و با آن، به مخالفت می‌پردازند با دست مومنان شایسته و ستم‌ستیز، روزی کیفر اعمالشان را خواهند چشید. امروزه نیز، رژیم جنایتکار اسرائیل و آمریکای خونخوار، از این قاعده و سنت الهی مستنثنی نخواهند بود. آنها، به حول و قوه الهی به سزای اعمال خود خواهند رسید؛ چرا که آنها در مقابل حق و آموزه‌های دینی و الهی به میدان آمده و با تمام قوا، بر علیه نظام اسلامی هجوم آورده‌اند و به بروز و ظهور تمام کفر در برابر همه حق انجامیده است. 
اکنون، مدافع سرسخت و قوی برای حق، خود خداوند و مدافعان آسمانی در پشت لانچرها و شیرافکنان زمینی در کف خیابانها هستند که با اتحاد بی نظیر خود، قدرت ایمان را در برابر باطل به نمایش گذاشته‌اند.

 

برای مطالعه در مورد دعا و استجابت در مکتب کنش فراکنش روی این لینک کلیک کنید.