از تغییر وضعیت تا استمرار وضعیت مطلوب


۱. تدبیر چیست؟


تدبیر، کنش آگاهانه و اختیاری انسان برای تغییر مسیر وضعیت موجود، رسیدن به وضعیت مطلوب و استمرار آن است.
انسان در زندگی با وضعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که همه آنها مطلوب نیستند. او با شناخت شرایط، امکانات، موانع و پیامدهای احتمالی کنش‌های خود، تصمیم می‌گیرد که چگونه از وضعیت موجود عبور کند و به وضعیت مطلوب برسد. این فرایند، تدبیر است.
تدبیر تنها برای خروج از وضعیت نامطلوب نیست؛ پس از رسیدن به وضعیت مطلوب نیز ادامه می‌یابد تا انسان بتواند با کنش‌های متناسب، آن وضعیت را حفظ و استمرار بخشد. بنابراین، تدبیر با اختیار و مسئولیت انسان ارتباط مستقیم دارد، اما به معنای تسلط کامل او بر همه پیامدها نیست.


۲. تقدیر چیست؟


تقدیر، تحقق وضعیت نهایی و مختصات فعلیت‌یافته آن در پی فراهم‌شدن شرایط، انباشت آثار کنش‌ها و تعلق مشیت الهی است.
در مکتب کنش ـ فراکنش، کنش انسان لزوماً بلافاصله به نتیجه نهایی نمی‌رسد. کنش‌ها آثاری پدید می‌آورند و آثار هم‌سنخ در طول زمان انباشته می‌شوند. این انباشت که «فراکنش» نامیده می‌شود، در ارتباط با شرایط محیطی و سنن الهی، زمینه تحقق وضعیت بعدی را فراهم می‌کند.
از این منظر، تقدیر به معنای مجبوربودن انسان یا بی‌اثر بودن اختیار او نیست؛ بلکه بیانگر وضعیت و مختصاتی است که در مسیر تحقق شرایط و در چارچوب نظام الهی فعلیت می‌یابد. انسان با تدبیر در مسیر شکل‌گیری وضعیت آینده نقش دارد، هرچند نتیجه نهایی همیشه به‌طور کامل در اختیار او نیست.


۳. نمونه‌ای از سیره امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام


در روایتی که شیخ صدوق در کتاب التوحید نقل کرده است، اصبغ بن نباته می‌گوید:
امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از کنار دیواری متمایل به سوی دیوار دیگری رفتند. از ایشان پرسیدند:
«یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، أَتَفِرُّ مِنْ قَضَاءِ اللَّهِ؟»
ای امیرالمؤمنین، آیا از قضای الهی می‌گریزی؟
حضرت پاسخ دادند:
«أَفِرُّ مِنْ قَضَاءِ اللَّهِ إِلَى قَدَرِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»
«از قضای خدا به سوی قدر خدا می‌گریزم.»
منبع: شیخ صدوق، التوحید، ص ۳۶۹، ح ۸.
تحلیل روایت بر پایه مکتب کنش ـ فراکنش
این روایت نمونه‌ای گویا از ناسازگارنبودن اختیار و تدبیر انسان با نظام الهی است. حضرت علی علیه‌السلام با مشاهده وضعیت خطرناک، در آن وضعیت باقی نمی‌مانند؛ بلکه با انتخاب خود به سوی وضعیت دیگری حرکت می‌کنند.
در تبیین این رفتار بر پایه مکتب کنش ـ فراکنش، می‌توان گفت:
وضعیت موجود: قرارگرفتن در کنار دیواری متمایل و احتمالاً خطرناک.
تدبیر: شناخت خطر و انتخاب مسیر ایمن‌تر.
کنش اختیاری: فاصله‌گرفتن از دیوار.
وضعیت مطلوب: کاهش مواجهه با خطر و حفظ ایمنی.
این تحلیل نشان می‌دهد که حرکت از یک وضعیت به وضعیت دیگر، لزوماً خروج از نظام الهی نیست. انسان می‌تواند با تدبیر، درون همین نظام، مسیر خود را تغییر دهد.
البته باید توجه داشت که این تحلیل، تبیین نظری روایت بر اساس مکتب کنش ـ فراکنش است؛ نه اینکه همه مفاهیم این مکتب عیناً در متن روایت آمده باشند.


۴. نسبت تدبیر و تقدیر


تدبیر و تقدیر در این مکتب دو مفهوم مرتبط، اما متمایزند. تدبیر به کوشش آگاهانه و اختیاری انسان در راهبری مسیر زندگی مربوط است؛ تقدیر به وضعیت و مختصاتی مربوط می‌شود که در فرایند تحقق شرایط فعلیت می‌یابد.
ازاین‌رو، تدبیر هم برای گذار از وضعیت نامطلوب به وضعیت مطلوب ضرورت دارد و هم برای استمرار وضعیت مطلوب. بااین‌حال، تدبیر به‌تنهایی تضمین‌کننده نتیجه نیست؛ زیرا تحقق وضعیت نهایی به شرایط، آثار انباشته کنش‌ها و سنن حاکم بر نظام هستی نیز وابسته است.
نتیجه
انسان در کنش آزاد، در فراکنش مسئول است.
او نمی‌تواند همه شرایط جهان را مطابق خواست خود تغییر دهد، اما می‌تواند با شناخت وضعیت، انتخاب آگاهانه و تدبیر مستمر، در شکل‌گیری مسیر آینده خویش نقش ایفا کند. در این نگاه، تقدیر نفی اختیار نیست و تدبیر نیز خروج از نظام الهی محسوب نمی‌شود؛ بلکه هر دو در تبیین نسبت میان کنش اختیاری انسان و تحقق وضعیت‌های زندگی معنا پیدا می‌کنند.
مکتب کنش ـ فراکنش؛ تبیین نسبت کنش اختیاری انسان و واکنش سنن الهی در نظام هستی.