مقاله بازاندیشی در فاعلیت الهی و امر بین الامرین در مکتب کنش فراکنش در چهاردهمین همایش بین المللی فلسفه دین معاصر ثبت شد. نویسنده این مقاله حجت الاسلام و المسلمین علی مدبر چهاربرج صاحب مکتب فکری کنش فراکنش می باشد. چکیده این مقاله به شرح ذیل می باشد:

 

مسئلۀ فاعلیت الهی از مسائل بنیادین فلسفۀ دین است که با پرسش‌هایی دربارۀ نسبت اراده و مشیت الهی، اختیار انسان، قضا و قدر، قانون‌مندی هستی و چگونگی تحقق افعال انسانی پیوند دارد. مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که چگونه می‌توان فاعلیت مطلق الهی را با فاعلیت واقعی و مسئولانۀ انسان، بدون گرفتارشدن در دوگانۀ جبر و تفویض، تبیین کرد.

 این پژوهش با روش تحلیلی-فلسفی و با بهره‌گیری از آموزه‌های قرآن و روایات و مقایسه با برخی دیدگاه‌های کلامی و فلسفی، چارچوب «کنش‌-فراکنش» را به‌عنوان صورت‌بندی پیشنهادی برای این مسئله ارائه می‌کند. بر اساس این چارچوب، میان فاعلیت الهی در ایجاد نظام هستی و تحقق امور در آن، تمایز مفهومی میان «قضای ایجادی» و «قضای ایجابی» برقرار می‌شود. قضای ایجادی ناظر به ایجاد وجود، ظرفیت‌ها و سنن حاکم بر نظام هستی است و قضای ایجابی ناظر به تحقق امر در متن همین نظام است.

در این میان، «فراکنش» به فرایند جریان، تعامل، تراکم و بلوغ آثار کنش‌ها اطلاق می‌شود؛ فرایندی که می‌تواند اقتضای تحقق را شکل داده و مسیر ظهور نتیجه را تغییر دهد. در این چارچوب، مشیت الهی نه امری خارج از نظام سنن، بلکه نحوۀ تعلق ارادۀ الهی به تحقق امر در متن این نظام تبیین می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این صورت‌بندی می‌تواند ضمن حفظ فاعلیت مطلق الهی، برای فاعلیت واقعی و غیرمستقل انسان نیز جایگاه تبیینی قائل شود و «امر بین‌الامرین» را از یک موضع کلامی به یک مدل فرایندی برای توضیح تحقق فعل ارتقا دهد. همچنین، مفهوم بدا را می‌توان در این چارچوب به معنای تغییر در مسیر تحقق و ظهور امر، بدون تغییر در علم ذاتی و ازلی الهی، تحلیل کرد. بر این اساس، مکتب کنش‌ـ‌فراکنش می‌کوشد رابطه میان فاعلیت الهی، اختیار انسانی و قانون‌مندی هستی را در قالب یک نظام طولی و پویا توضیح دهد.

واژگان کلیدی: فاعلیت الهی، کنش‌-‌فراکنش، قضای ایجادی، قضای ایجابی، مشیت الهی، اختیار، امر بین الامرین، بدا، سنن الهی.