مخاطب قرآن کیست؟ 📗
(با استناد به قرآن کریم)
مقدمه
قرآن کتابی است که برای همهٔ انسانها نازل شده است؛ این حقیقت در قرآن روشن است.
اما پرسش اساسیتر این است: آیا «نازلشدن برای همه» به این معناست که همه به یکسان مخاطب حقیقی قرآناند؟
آیا صرفِ خواندن، شنیدن یا حتی فهم لفظی، معنای واقعی مخاطب قرآن شدن را تحقق میبخشد؟
خودِ قرآن، با بیانی دقیق و تراشخورده، پاسخی متفاوت میدهد؛ پاسخی که اگر جدی گرفته شود، بسیاری از سوءتفاهمهای دینی و تفسیری روشن میشود.
نزول عام و استفادهٔ خاص (آیه بودن کلمات قرآن)
قرآن برای همه نازل شده است،
اما کلمات و جملات آن برای همه «آیه» نشدهاند؛
یعنی همه انسانها از متن بهره نمیبرند و همه نمیتوانند آن را بهصورت نشانه و راهنما تجربه کنند.
نزول قرآن، فعلی الهی و عمومی است؛
اما «آیهبودن» آن، امری انسانی و مشروط است.
قرآن بارها تأکید میکند که آیاتش تنها برای گروههایی خاص آیه میشوند:
«ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ»
این کتاب هدایت است برای اهل تقوا.
و آیات دیگری که در آنها کلمات قرآن و نشانههای هستی تنها برای کسانی که دارند تفکر و تعقل میکنند آشکار میگردد، مثلاً:
«فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»
«فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»
فدک
و در موارد دیگر قرآن میگوید:
«وَ فِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ
آیات در زمین و در خودِ شما است؛ پس چرا نمیبینید؟
...."خلوت با معبود"....
اینها همه نشان میدهد که قرآن برای همه نازل شده،
اما برای همه آیه نشده است.
استفاده و بهرهمندی
همه از قرآن استفاده نمیکنند و بهرهمند نمیشوند؛
نه به دلیل کمبود متن، بلکه به دلیل فراهمنبودن شرایط فهمیدنِ آیهای کلمات و جملات قرآن در وجود انسان.
اگر این شرایط در انسان محقق نشود:
آیات خوانده میشوند
شنیده میشوند
حتی فهم لفظی میشوند
اما در حد روایت باقی میمانند؛
گزارشی از گذشته، مجموعهای از احکام یا داستانها.
در حقیقت، قرآن میپرسد:
«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»
آیا در قرآن تدبّر نمیکنند؟ یا بر دلهایشان قفل است؟
این آیه نشان میدهد که قلبِ باز و تعقلِ فعال شرط فهم و بهرهمندی است.
کلمات و جملات قرآن برای مخاطب خود آیهاند
کلمات و جملات قرآن برای مخاطب خود آیه و نشانه هستند؛
یعنی هر واژه و جمله، او را به فهم و هدایت برساند و مسیر زندگیاش را روشن کند.
قرآن راهنمایی است که «به انسان میگوید چگونه نگاه کند، چگونه بیاندیشد و چگونه بفهمد» ـ نه فقط چه بگوید.
این معنا را میتوان از ساختار فراوان آیات دربارهٔ تفکر، تعقل و تدبر دریافت.
مخاطب حقیقی قرآن
مخاطب واقعی قرآن، انسانی است با وضعیت وجودی خاص:
مؤمن
کسی که به متن وارد شده اعتماد بیخدشه دارد و رابطهٔ خود با متن را سالم میسازد. ایمان به وحی، جزئی از فهمِ واقعی است و نه صرفاً اعتراف لفظی به آن.
عاقل
کسی که از ظاهر عبور کرده و به درجهٔ فهم ارزشها رسیده است؛ کسی که میپرسد و مینگرد، نه فقط میشنود.
متفکر
کسی که توان دسترسی به چگونگیهای هستی و سازوکارهای آن را دارد؛ همانگونه که قرآن بارها دعوت به تفکر در آیات هستی و آیات قرآن کرده است.
سائل
کسی که سؤال را برای کشف معنا، نه جدل یا اثبات خود، زنده نگه میدارد.
صابر و شاکر
کسی که در تأخیر گشایش معنا صبر میکند و در لحظهٔ فهم، شکرگزار است.
هدایت و ضلالت؛ دو نسبت با یک قرآن
قرآن بهصراحت میگوید:
«يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا»
یک متن واحد، دو واکنش متفاوت:
هدایت: نتیجهٔ فعالشدنِ آیه در وجود انسان
ضلالت: توقف در سطح روایتِ صرف
این نشان میدهد که ضلالت، الزاماً دشمنی با قرآن نیست؛
بلکه اغلب ناتوانی در آیهدیدن و تدبر است، همان چیزی که قرآن از ما خواسته تا در آن بیاندیشیم.
پیامدهای این نگاه
این فهم از مخاطب قرآن نتایج مهمی دارد:
اختلاف تفاسیر، لزوماً بحران نیست؛ نشانهٔ تفاوت مراتب وجودی است.
تبلیغ دینی بدون پرورش سؤال، تعقل و تفکر، کماثر است.
بسیاری از نزاعهای دینی، نزاع علمی نیستند؛ نزاعهای وجودیاند.
وظیفهٔ دین، تحمیل معنا نیست؛ ساختن ظرفیت آیهدیدن است.
جمعبندی
قرآن کتابی نیست که صرفاً خوانده شود؛
کتابی است که انسانها با شرایط وجودی لازم مخاطب آن میشوند و آیات در وجودشان آیه میگردد.
قرآن برای همه نازل شده،
اما مخاطب حقیقی آن کسی است که آیات در او متحقق میشوند.
این تحقق نه با الفاظِ صرف،
بلکه با تحول انسان رخ میدهد؛
با تقوا، ایمان، تعقل، تفکر، پرسش، صبر و شکر
برای مطالعه در مورد الهی بودن ریشه اخلاق روی این لینک کلیک کنید.
کامنت ها (0)
هنوز کامنتی موجود نیست
ارسال کامنت جدید
ارسال

موسسه بین المللی اویس قرنی
تعداد پست ها77