بررسی تطبیقی مسئله شر در اندیشه دکتر عبدالکریم سروش و پاسخ مکتب کنش و فراکنش
بررسی تطبیقی خیر سروش شر عبدالکریم سروش علی مدبر چهاربرجی مکتب کنش فراکنش
بررسی تطبیقی مسئله شر در اندیشه دکتر عبدالکریم سروش و پاسخ مکتب کنش و فراکنش
چکیده
مسئله شر یکی از بنیادیترین مباحث فلسفه دین و الهیات است. شیوع ویروس کرونا بار دیگر این پرسش را برجسته ساخت که چگونه میتوان میان قدرت، علم و خیرخواهی خداوند با وجود رنجها و شرور طبیعی جمع کرد. دکتر عبدالکریم سروش در سخنان خود درباره کرونا، با بیان مشهور «خدا به هر دردی نمیخورد»، برداشت رایج از خدا بهعنوان مداخلهگر دائمی در حوادث طبیعی را به چالش کشید و بر نقش معنوی خداوند در زندگی انسان تأکید کرد (سروش، ۱۳۹۹). در مقابل، مکتب کنش و فراکنش با پذیرش اصل قانونمندی جهان، منشأ بسیاری از شرور را در نظام علّی عالم و کنشهای انسان جستوجو میکند. این مقاله به روش تحلیل تطبیقی، این دو رویکرد را بررسی و مقایسه میکند.
کلیدواژهها: مسئله شر، عبدالکریم سروش، الهیات اعتراض، کنش و فراکنش، اختیار، عدالت الهی.
مقدمه
مسئله شر از زمان فیلسوفانی چون اپیکور تا متفکران معاصر، یکی از مهمترین چالشهای الهیات بوده است. در سنت اسلامی نیز متکلمان و فیلسوفانی مانند ابوحامد غزالی، ملاصدرا و علامه طباطبایی هر یک کوشیدهاند نسبت میان شرور و عدل الهی را تبیین کنند (مطهری، ۱۳۷۴؛ طباطبایی، ۱۳۷۴).
همهگیری کرونا این پرسش کلاسیک را بار دیگر زنده کرد. دکتر عبدالکریم سروش در گفتوگویی با پایگاه خبری زیتون، ضمن نقد الهیات عامیانه، اظهار داشت که خداوند مأمور رفع همه مشکلات طبیعی نیست و نقش اصلی او در زندگی انسان، هدایت معنوی و پاسخگویی به نیازهای روحی است (سروش، ۱۳۹۹). در برابر، مکتب کنش و فراکنش تلاش میکند این مسئله را در قالب نظامی قانونمند و مبتنی بر سنتهای الهی تبیین کند.
۱. مسئله شر در اندیشه دکتر عبدالکریم سروش
سروش معتقد است تصور رایج از خدا بهعنوان موجودی که باید هر بیماری، فقر یا بحران اجتماعی را برطرف کند، حاصل نوعی الهیات معیشتاندیش است. از دیدگاه او، خداوند موضوع ایمان، عشق، عبادت و معناست، نه جایگزین قوانین طبیعت (سروش، ۱۳۹۹).
بر همین اساس، وی از «الهیات اعتراض» دفاع میکند؛ الهیاتی که در آن انسان حق دارد در برابر رنج و مصیبت فریاد اعتراض سر دهد و از خدا پرسش کند، بیآنکه این اعتراض را مساوی با بیایمانی بداند.
با این حال، آثار سروش بیشتر ناظر به توصیف تجربه دینی و تحلیل وجودی رنج است و کمتر به ارائه سازوکار فلسفی درباره منشأ شرور طبیعی میپردازد.
۲. تبیین مکتب کنش و فراکنش
مکتب کنش و فراکنش بر این اصل استوار است که خداوند جهان را بر اساس سنتهای ثابت و قوانین تغییرناپذیر اداره میکند. در این دیدگاه، بسیاری از شرور نتیجه مستقیم اراده الهی نیستند، بلکه پیامد طبیعی کنشهای انسان در نظام هستیاند.
این نظریه برای تبیین خود به آیاتی از قرآن استناد میکند؛ از جمله:
«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» (روم: ۴۱)
که فساد را نتیجه عملکرد انسان معرفی میکند، و نیز:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱)
که مسئولیت تغییر را متوجه خود انسان میداند.
در این چارچوب، شر نتیجه انباشت کنشهای منفی و خیر نتیجه انباشت کنشهای مثبت است.
۳. مقایسه دو رویکرد
در هر دو دیدگاه، تصور خداوند بهعنوان عامل مداخلهگر دائمی در همه حوادث طبیعی مورد نقد قرار میگیرد؛ اما تفاوت اصلی در نحوه تبیین منشأ شر است.
سروش بیشتر بر تجربه انسانی رنج و الهیات اعتراض تمرکز دارد؛ در حالی که مکتب کنش و فراکنش میکوشد با استفاده از مفاهیمی مانند قانونمندی جهان، رابطه میان اختیار، سنتهای الهی و پیامدهای اعمال انسان را توضیح دهد.
از این منظر، اعتراض اخلاقی زمانی به نتیجه میرسد که به کنش اصلاحی تبدیل شود.
۴. نتیجهگیری
اندیشه دکتر سروش سهم مهمی در نقد تصویر عامیانه از خدا و بازخوانی تجربه دینی در عصر جدید داشته است. در مقابل، مکتب کنش و فراکنش میکوشد این نقد را در قالب یک نظریه منسجم درباره رابطه خدا، انسان و نظام عالم صورتبندی کند.
در این چارچوب، شر نه به عنوان فعل مستقیم خداوند، بلکه به عنوان پیامد قانونمند کنشهای انسان و سنتهای الهی فهم میشود. بر این اساس، مسئولیت انسان در اصلاح خود و جامعه، بخشی اساسی از پاسخ به مسئله شر خواهد بود.
منابع
قرآن کریم.
سروش، عبدالکریم. (۱۳۹۹). مصاحبه «خدا به هر دردی نمیخورد»، منتشر شده در پایگاه زیتون.
سروش، عبدالکریم. (۱۳۹۹). «خدا نیست، به خدا قسم خدا نیست»، منتشر شده در وبگاه شخصی نویسنده.
مطهری، مرتضی. (۱۳۷۴). عدل الهی. تهران: انتشارات صدرا.
طباطبایی، سیدمحمدحسین. (۱۳۷۴). تفسیر المیزان. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۸۶). توحید در قرآن. قم: اسراء.
مصباح یزدی، محمدتقی. (۱۳۸۷). آموزش عقاید. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
پلانتینگا، آلوین. (1974). God, Freedom, and Evil. Grand Rapids: Eerdmans.
هیک، جان. (1966). Evil and the God of Love. London: Macmillan.
پیشنهاد میکنم اگر این مقاله قرار است برای چاپ در مجله علمی یا بهعنوان فصل کتاب منتشر شود، بخش «پاسخ مکتب کنش و فراکنش» را نیز با ارجاعات دقیق به آثار خودتان یا متون منتشرشده این مکتب مستند کنید. در غیر این صورت، از نظر داوران علمی، آن بخش صرفاً یک نظریه بدون منبع تلقی خواهد شد. همچنین بهتر است نقلقولهای دکتر سروش با ذکر صفحه، تاریخ و محل انتشار دقیق مستند شوند تا مقاله از نظر استنادی استحکام بیشتری پیدا کند.
برای مطالعه در مورد بازخوانی تمدنی عاشورا روی این لینک کلیک کنید.
کامنت ها (2)
-
-
علی گفته:
خوب است
1405-08-01
ارسال کامنت جدید
ارسال

موسسه بین المللی اویس قرنی
تعداد پست ها120
مجید گفته:
واقعا استفاده کردم
1405-07-30