چکیده

عاشورا را اغلب در دو روایت تاریخی یا اخلاقی می‌خوانیم؛ اما هر دو، از پاسخ به یک پرسش بنیادین بازمی‌مانند: چرا این حادثه، برخلاف هزاران رویداد بزرگ تاریخ، نه‌تنها فراموش نشد، بلکه هر قرن زنده‌تر شد و به الگویی برای جنبش‌های عدالت‌خواه و تمدن‌ساز تبدیل گشت؟

 

 این نوشتار می‌کوشد با تکیه بر آیه ۲۳ سوره احزاب و با بهره‌گیری از «مکتب کنش-فراکنش»، عاشورا را نه به‌مثابه‌ی یک رویداد، بلکه به‌عنوان «فراکنشی» تمدنی بازخوانی کند که کشاکش دو منطق تاریخ یعنی «نحب» (وفاداری، کرامت و حیات معنا) و «نهب» (سلطه، غارت و تحقیر انسان) را آشکار می‌سازد.

در این مسیر، اندیشه‌ی رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) به‌عنوان چارچوبی مرجع، این بازخوانی را از سطح نظریه به گفتمانی عینی و معاصر پیوند می‌زند. نتیجه آنکه عاشورا قانونی جاری در تاریخ است و هرگونه تمدن‌سازی نوین اسلامی، ناگزیر از امتداد این فراکنش و رویارویی با منطق سلطه خواهد بود.

 

۱. مقدمه؛ از پرسشِ ماندگاری تا قانونِ قرآنی

آیا عاشورا تنها یک واقعه‌ی تاریخی است که هر سال آن را به یاد می‌آوریم، یا قانونی است که مسیر تاریخ را آشکار می‌کند؟

اغلب، عاشورا در دو قالب روایت می‌شود؛ یا به‌عنوان حادثه‌ای در سال ۶۱ هجری، یا به‌عنوان حماسه‌ای اخلاقی از ایثار و شهادت. هر دو خوانش درست‌اند، اما هیچ‌یک به‌تنهایی پاسخ نمی‌دهند که چرا این حادثه، برخلاف هزاران رخداد بزرگ تاریخ، نه‌تنها فراموش نشد، بلکه قرن به قرن زنده‌تر شد و توانست فرهنگ‌ها، ملت‌ها و جنبش‌های متعددی را تحت تأثیر قرار دهد. پاسخ این پرسش را باید در نسبت عاشورا با یک قانون قرآنی جست‌وجو کرد؛ قانونی که در آیه ۲۳ سوره احزاب بیان شده است:

﴿مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا﴾

این آیه تنها از گروهی از مؤمنان سخن نمی‌گوید؛ بلکه الگویی از حرکت تاریخ را پیش روی انسان قرار می‌دهد. تاریخی که در آن، وفاداری به عهد الهی، کنش‌های انسانی را به نیروهای ماندگار تمدنی تبدیل می‌کند.

 

۲. از حادثه تا قانون؛ عاشورا و منطق «کنش-فراکنش»

 

وقتی از عاشورا سخن می‌گوییم، معمولاً نگاه ما به یک روز معطوف می‌شود؛ روزی که با شهادت امام حسین(ع) و یارانش پایان یافت. اما اگر عاشورا فقط یک روز بود، باید همانند بسیاری از نبردهای تاریخ در کتاب‌ها باقی می‌ماند. آنچه عاشورا را جاودانه کرد، پایان یافتن آن نبود، بلکه آغاز شدن آن بود.

در منطق قرآن، برخی انسان‌ها با مرگ پایان نمی‌یابند؛ زیرا آنچه در وجود آنان تحقق یافته، به حیات تاریخی ادامه می‌دهد. آیه ۲۳ سوره احزاب از همین حقیقت سخن می‌گوید؛ از انسان‌هایی که عهد خود را با خدا صادقانه به انجام رساندند. برخی «قضى نحبه» شدند و برخی همچنان در انتظارند، اما همه آنان در یک جریان واحد حضور دارند و هیچ‌گاه مسیر خود را تغییر نمی‌دهند.

این همان چیزی است که در مکتب کنش–فراکنش از آن با عنوان «تبدیل کنش به فراکنش» یاد می‌شود. هر انسانی در زندگی خود کنش‌هایی انجام می‌دهد، اما همه کنش‌ها تاریخ‌ساز نیستند. بیشتر رفتارهای ما با پایان زندگی‌مان پایان می‌یابند، اما برخی کنش‌ها پس از پایان عمر نیز به زندگی خود ادامه می‌دهند. وقتی کنشی بر پایه وفای کامل به عهد الهی انجام شود، دیگر متعلق به فرد نیست؛ بلکه به حقیقتی تاریخی تبدیل می‌شود که نسل‌های بعد نیز آن را ادامه می‌دهند. این مرحله، «فراکنش» است.

عاشورا نمونه کامل چنین فراکنشی است. شهادت پایان حرکت نبود، بلکه آغاز جریانی شد که قرن‌ها بعد نیز الهام‌بخش عدالت‌خواهان، آزادگان و همه کسانی است که در برابر سلطه و تحقیر انسان ایستاده‌اند.

 

۳. دو منطق تمدنی؛ «نحب» در برابر «نهب»

 

اگر از این منظر به تاریخ نگاه کنیم، درمی‌یابیم که تاریخ، پیش از آنکه میدان رقابت دولت‌ها باشد، میدان رویارویی دو منطق است.

نخست، منطق «نحب»؛ یعنی وفاداری کامل به عهد الهی، ظهور حقیقت در زندگی، ایثار، عدالت و کرامت انسان. در این منطق، انسان با فعلیت بخشیدن به استعدادهای الهی خود، آینده‌ای تازه می‌آفریند. رهبر شهید در تبیین این منطق می‌فرمایند: «امام حسین(ع) مظهر عزّت بود... حرکت امام حسین، حرکت عزّت بود؛ یعنی عزّت حق، عزّت دین، عزّت امامت و عزّت آن راهی که پیغمبر ارائه کرده بود.»

در برابر آن، منطق «نهب» قرار دارد؛ منطقی که بر غارت، سلطه، حذف حقیقت و تبدیل انسان به ابزار قدرت استوار است. در این منطق، دانش، ثروت، رسانه و حتی دین می‌توانند به ابزار سلطه تبدیل شوند، زیرا پیوند خود را با عهد الهی از دست داده‌اند.


رهبر شهید یکی از عوامل اصلی واقعه کربلا را چنین تحلیل می‌کنند: «رواج دنیا طلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حسّاسیتِ مسؤولیت ایمانی را گرفت.»

از این منظر، تاریخ را باید کشاکش این دو منطق دانست، نه صرفاً نزاع میان دو گروه یا دو حکومت.

 

۴. عاشورا؛ آیینه‌ی کشاکش دو منطق

 

در عاشورا، هر دو منطق به شفاف‌ترین صورت ممکن آشکار شدند.

در یک سو، امام حسین(ع) و یارانش قرار داشتند که هیچ چیز را بر وفای به عهد الهی مقدم نداشتند. آنان حقیقت را حتی به قیمت جان خود حفظ کردند و از همین رو، کنش آنان به فراکنشی تمدنی تبدیل شد. رهبر شهید در این باره می‌فرمایند: «حرکت حسین‌بن‌علی، حرکتی خالصاً، مخلصاً و بدون هیچ شائبه، برای خدا و دین و اصلاح جامعه مسلمین بود... ذرّه‌ای ستم و ذرّه‌ای فساد، در این حرکت نیست.» و بر همین اساس تأکید می‌کنند که «کار امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام، از کارهایی است که یک سر سوزن ناخالصی در آن نیست. لذا شما می‌بینید این جنس ناب، تا کنون مانده است و تا ابد هم خواهد ماند.»

در سوی دیگر، قدرتی قرار داشت که مشروعیت خود را از زور، ثروت و سلطه می‌گرفت. این همان منطقی است که در طول تاریخ، با چهره‌های گوناگون تکرار شده است؛ هرچند نام‌ها تغییر کرده باشند.

بنابراین، عاشورا پایان یک نزاع سیاسی نبود؛ بلکه آشکار شدن دو منطق بود که همچنان در تاریخ حضور دارند. رهبر شهید با نگاه تمدنی خود، این کشاکش را تا عصر حاضر امتداد می‌دهند و عاشورا را «یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام» معرفی می‌کنند.

 

۵. راز ماندگاری عاشورا؛ از رویداد تا فراکنش

 

چرا عاشورا هر سال زنده‌تر می‌شود؟

پاسخ را باید در تفاوت میان «رویداد» و «فراکنش» جست‌وجو کرد. رویدادها در زمان می‌مانند، اما فراکنش‌ها زمان می‌سازند. رویدادها به گذشته تعلق دارند، اما فراکنش‌ها آینده را نیز شکل می‌دهند.

از این‌رو، عاشورا نه متعلق به گذشته، بلکه حقیقتی جاری در متن تاریخ است؛ زیرا هر جا انسانی برای حقیقت، عدالت و کرامت برخیزد، در حقیقت در امتداد همان فراکنشی حرکت کرده است که در کربلا آغاز شد. رهبر شهید این حقیقت را چنین بیان می‌فرمایند: «عاشورا یک واقعه استثنایی بود» و «یک حادثه‌ی تاریخی صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود.» ایشان همچنین تأکید می‌کنند که «هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد.»

 

۶. نتیجه‌گیری؛ عاشورا، قانون تمدن‌سازی نوین اسلامی

 

آیه ۲۳ سوره احزاب را می‌توان یکی از بنیادی‌ترین قوانین حرکت تاریخ دانست. این آیه نشان می‌دهد که وفای به عهد الهی، کنش انسان را به نیرویی تمدن‌ساز تبدیل می‌کند و این نیرو، حتی پس از پایان زندگی صاحب آن، در تاریخ به حیات خود ادامه می‌دهد.

در پرتو این قانون، عاشورا دیگر صرفاً حادثه‌ای تاریخی نیست، بلکه آیینه‌ای است که کشاکش دائمی دو منطق تمدنی را آشکار می‌کند؛ منطق «نحب» که حیات، معنا، عدالت و کرامت می‌آفریند، و منطق «نهب» که بر غارت، سلطه و فرسایش انسان استوار است.

رهبر شهید با تکیه بر همین نگاه تمدنی، عاشورا را نه تنها به گذشته، که به آینده‌ی انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی پیوند می‌زند. ایشان عاشورا را «پروژه‌ای مستمر برای احیای اسلام، بیداری امت، مقابله با تحریف، استمرار جهاد» معرفی می‌کنند و بر این باورند که نگاه و عمل مسلمانان در ایام محرم باید «از یک سوگواری ایستا به یک حرکت پویا و تمدن‌ساز تغییر یابد.»

از این منظر، هرگونه تلاش برای تمدن‌سازی اسلامی، ناگزیر از امتداد فراکنش عاشورا و رویارویی با منطق سلطه است؛ و این، بزرگ‌ترین درس تمدنی عاشورا برای امروز و فردای جهان اسلام است.

 

منابع و مستندات

1. «کار امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام، از کارهایی است که یک سر سوزن ناخالصی در آن نیست.» – بیانات در تاریخ ۱۳۷۲/۱۰/۲۶
2. «عاشورا یک حادثه‌ی تاریخی صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود.» – بیانات در تاریخ ۱۳۸۴/۱۱/۵
3. «حرکت امام حسین، حرکت عزّت بود؛ یعنی عزّت حق، عزّت دین، عزّت امامت و عزّت آن راهی که پیغمبر ارائه کرده بود.» – برگرفته از بیانات رهبر شهید
4. «رواج دنیا طلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حسّاسیتِ مسؤولیت ایمانی را گرفت.» – تحلیل رهبر شهید از عوامل واقعه کربلا
5. «حرکت حسین‌بن‌علی، حرکتی خالصاً، مخلصاً و بدون هیچ شائبه، برای خدا و دین و اصلاح جامعه مسلمین بود... ذرّه‌ای ستم و ذرّه‌ای فساد، در این حرکت نیست.» – برگرفته از بیانات رهبر شهید6. «عاشورا یک واقعه استثنایی بود.» – بیانات در تاریخ ۱۳۷۱/۴/۱۰
7. «هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد.» – برگرفته از بیانات رهبر شهید
8. «عاشورا پروژه‌ای مستمر برای احیای اسلام، بیداری امت، مقابله با تحریف، استمرار جهاد» – برگرفته از منظومه فکری رهبر شهید

 

پانوشت: این مقاله با الهام از بیانات رهبر شهید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) تدوین شده و کوشیده است تا نگاه ایشان به عاشورا را در چارچوبی نظری و تمدنی بازخوانی کند.


برای مطالعه  در مورد امر به معروف  و امام حسین (ع) روی این لینک کلیک کنید.