به قلم حجت لاسلام علی مدبر چهاربرج

این نوشتار با بهره‌گیری از مفاهیم بنیادین مکتب «کنش، فراکنش» به بررسی بحران انرژی جهانی ناشی از تنش‌های ایران و آمریکا می‌پردازد. فرضیه اصلی آن است که مذاکره، به دلیل قرار گرفتن سیستم در مرحله «واکنش قهری و اجماعی هستی»، توانایی حل ساختاری بحران را ندارد. در این تحلیل، بحران نه به عنوان یک رخداد لحظه‌ای، بلکه به عنوان برآیند انباشت آثار کنش‌های پیشین در نظر گرفته می‌شود.

 

۱. مقدمه: صورت مسئله


تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه، به ویژه در منطقه تنگه هرمز، همواره یکی از عوامل بی‌ثباتی در بازارهای جهانی انرژی بوده است. با تشدید تحریم‌ها، تهدیدات نظامی و وقوع درگیری‌های نیابتی، این بی‌ثباتی در اواسط دهه ۲۰۲۰ میلادی به یک بحران تمام عیار تبدیل شد. در چنین بستری، این پرسش مطرح می‌گردد: «آیا مذاکره مستقیم میان ایالات متحده و ایران می‌تواند بحران انرژی را حل و فصل نماید؟» این نوشتار با تکیه بر مکتب فکری کنش-فراکنش، استدلال می‌کند که پاسخ به این پرسش منفی است و بحران انرژی کنونی، پدیده‌ای فراتر از ظرفیت حل‌الصلحی مذاکرات دوجانبه است.


۲. مبانی نظری: مراحل سه‌گانه (کنش، فراکنش، واکنش)

برای تحلیل این بحران، ابتدا باید مفاهیم محوری این مکتب را تعریف نمود:
· کنش: به مجموعه اقدامات اختیاری یک کنشگر (در اینجا دولت‌های آمریکا و اسرائیل در مقابل جمهوری اسلامی ایران) اطلاق می‌شود. این اقدامات می‌توانستند انجام نشوند، اما به دلیل اراده کنشگر محقق شدند.
· فراکنش: به فرآیند انباشت تدریجی آثار و پیامدهای کنش‌ها در طول زمان گفته می‌شود. در این مرحله، بازیگران کنترلی بر نحوه انباشت این آثار ندارند.
· آستانه: نقطه ای کیفی که در آن انباشت آثار به حداکثر ظرفیت تحمل سیستم می‌رسد. تعیین کننده این آستانه، قوانین هوشمند هستی است نه اراده انسان.
· واکنش: پاسخی اجتناب‌ناپذیر، اجماعی و قهری که پس از عبور از آستانه، از سوی کل سیستم هستی صادر می‌شود.


۳. کاربست نظریه در بحران کنونی


۳.۱. کنش‌های اختیاری (مرحله نخست)


بحران کنونی ریشه در مجموعه‌ای از کنش‌های اختیاری دارد که عمدتاً از سوی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران صورت پذیرفت. از جمله این کنش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
· اعمال تحریم‌های فراسرزمینی با هدف توقف صادرات نفت ایران.
· ترور فیزیکی دانشمندان و اندیشمندان هسته‌ای ایران.
· تهدیدات نظامی مستقیم و اعزام ناوگان‌های جنگی به آب‌های خلیج فارس.
· حمایت از عملیات‌های خرابکارانه علیه زیرساخت‌های انرژی و هسته‌ای ایران.
· اجرای سیاست محاصره دریایی در تنگه هرمز.
از سوی دیگر، کنش‌های ایران عمدتاً در چارچوب دفاع مشروع و واکنش به این اقدامات تعریف می‌شد. با این حال، برای تحلیل بی‌طرفانه، هر دو سوی این تعامل دارای «کنش» بوده‌اند.


۳.۲. فراکنش: انباشت آثار در سیستم جهانی


در مرحله بعد، پیامدهای این کنش‌ها به صورت تجمعی در سطوح مختلف اقتصادی، امنیتی و سیاسی انباشته شدند:
سطح آثار انباشته شده (فراکنش)
اقتصاد انرژی افزایش افسارگسیخته قیمت نفت و گاز، اختلال در زنجیره تأمین، تورم جهانی و رکود تورمی در کشورهای صنعتی.
ژئوپلیتیک تضعیف «چتر امنیتی آمریکا» در منطقه، شکل‌گیری ائتلاف‌های انرژی جدید (مانند بریکس)، فاصله گرفتن متحدان سنتی (اروپا، ژاپن، کره جنوبی) از واشنگتن.
امنیت نظامی فرسایش تجهیزات و مهمات آمریکا در منطقه، ناتوانی در تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، افزایش توان بازدارندگی ایران.
افکار عمومی تغییر محسوس در افکار عمومی جهان به نقد سیاست‌های خصمانه آمریکا و اسرائیل، رشد جنبش‌های همبستگی با مردم فلسطین و ایران.


۳.۳. آستانه و واکنش قهری (مرحله نهایی)


این انباشت آثار، سیستم را به تدریج به سمت «آستانه» سوق داد. نشانه‌های تجربی نزدیکی به آستانه عبارتند از: شکاف راهبردی درون نهادهای تصمیم‌گیر آمریکا، انزوای دیپلماتیک فزاینده اسرائیل، و پذیرش قطعی نظم جدید انرژی توسط کشورهای مصرف‌کننده عمده.
پس از عبور از آستانه، «واکنش قهری و اجماعی هستی» رخ می‌دهد. این واکنش دارای دو ویژگی بنیادین است:
1. اجماعی بودن: تمامی اجزای سیستم (از جمله بازارها، دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و شهروندان) به صورت خودجوش و بدون هماهنگی قبلی، در راستای یکسان حرکت می‌کنند. برای مثال، همزمان با کاهش اتکای اروپا به نفت آمریکا، کشورهای آسیایی نیز خطوط لوله زمینی با ایران را دنبال می‌کنند.


2. قهری بودن: هیچ کنشگری (حتی ایالات متحده به عنوان قطب نظامی جهان) قادر به توقف، تغییر مسیر یا خنثی‌سازی این واکنش نیست. این واکنش مانند جزر و مد، بر تمام سواحل یکسان اثر می‌گذارد.


۴. یافته‌ها: چرا مذاکره راهگشا نیست؟


بر اساس مدل تحلیلی فوق، بحران انرژی کنونی نه یک اختلال موقت، که یک واکنش ساختاری به انباشت آثار کنش‌های پیشین است. بنابراین، سه دلیل اصلی برای ناتوانی مذاکره در حل این بحران قابل شناسایی است:


1. عدم برگشت‌پذیری فراکنش: آثاری چون تغییر الگوی تجارت انرژی، جایگزینی ارزهای ملی به جای دلار در معاملات نفتی، و تضعیف اعتماد به امنیت آمریکا، فرآیندهایی غیرخطی و غیرقابل بازگشت هستند. مذاکره قادر به معکوس کردن این روندها نیست.


2. خارج از اختیار کنشگران بودن آستانه: آستانه واکنش توسط «قوانین هستی هوشمند» تعیین می‌شود. هیچ دولتمردی نمی‌تواند با تکیه بر قدرت سیاسی یا نظامی خود، این آستانه را جابجا کند. مذاکره صرفاً در حیطه «کنش‌های ارادی» تعریف می‌شود، در حالی که سیستم وارد حیطه «واکنش‌های جبری» شده است.


3. واکنش قهری، قابل معامله نیست: واکنش قهری، ماحصل اجماع کل سیستم است. مذاکره‌ای که صرفاً میان دو کنشگر (آمریکا و ایران) انجام می‌شود، توانایی تغییر اجماعی را که در سراسر سیستم (از پکن تا برلین و از مسکو تا بمبئی) شکل گرفته، ندارد.


۵. جمع‌بندی و چشم‌انداز


تحلیل بحران انرژی بر اساس مکتب «کنش، فراکنش» نشان می‌دهد که راهکار مذاکره برای حل بحران، ناکارآمد و ناقص است. بحران کنونی، نتیجه طبیعی و اجتناب‌ناپذیر انباشت آثار کنش‌های یک‌جانبه و ظالمانه در طول یک دهه گذشته بوده و اکنون به مرحله «واکنش اجماعی و قهری هستی» وارد شده است.


چشم‌انداز پیش رو، نه بازگشت به وضعیت پیشین (قبل از بحران)، بلکه گذار به سمت یک «نظم انرژی جدید» است. ویژگی‌های اصلی این نظم جدید عبارت خواهند بود از: چندقطبی بودن، کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی آسیب‌پذیر، حذف تدریجی سلطه دلار بر معاملات انرژی، و نقش محوری یافتن بازیگران مقاوم (به ویژه ایران) به عنوان تامین‌کنندگان امنیت انرژی.


در این چارچوب، مذاکره می‌تواند به عنوان ابزاری برای مدیریت فروپاشی نظم قدیم و تسهیل گذار به نظم جدید مفید واقع شود، اما هرگز قادر به حل بحران یا برگشت به شرایط سابق نخواهد بود.



منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:

· Waltz, K. N. (1979). Theory of International Politics. (برای درک ساختارهای سیستمی)
· Jervis, R. (1997). System Effects: Complexity in Political and Social Life. (برای درک مفهوم بازخورد و انباشت در سیستم‌ها)
· تحلیل‌های مرکز مطالعات انرژی آکسفورد (OIES) در مورد تنگه هرمز.

 

 

برای مطالعه در مورد شباهت صهیونیست ها با یهودیان زملن پیامبر (ص) از جهت تقلب  و نیرنگ روی این لینک کلیک کنید.

تقلب  کردن وجه مشترک صهیونیستها با یهودیان مخالف زمان پیامبر