بازخوانی عاشورا بر پایه قانون «إذا تراکم بلغ وإذا بلغ تجلّى»
امام حسین تجلی تراکم عاشورا علی مدبر علی مدبر چهابرجی مکتب فکری کنش فراکنش
عاشورا؛ یوماللهِ نَحس و تجلّی قضای ایجابی الهی بر امت اسلام
چکیده
حادثه عاشورا غالباً از منظر تاریخی، عاطفی یا سیاسی تحلیل شده است؛ اما پرسش بنیادین همچنان باقی است که چرا جامعهای که چند دهه پیش پیامبر اکرم(ص) را در میان خود داشت، به نقطهای رسید که فرزند همان پیامبر را به شهادت رساند و خاندان او را به اسارت برد؟
این مقاله بر آن است که عاشورا را نه یک حادثه دفعی، بلکه «تجلّی یک سنت الهی» بداند. بر اساس این دیدگاه، هرگاه آثار کنشهای اختیاری انسانها به حدّ معینی برسد، سنن الهی واکنش متناسب با آن را آشکار میکنند. ازاینرو، عاشورا نه آغاز یک انحراف، بلکه ظهور بیرونی انباشت دهها سال انحراف اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی امت اسلامی بود.
در این تحلیل، شهادت امام حسین(ع) و اسارت اهلبیت(ع) هرگز به معنای شکست جبهه حق نیست؛ بلکه بیانگر آن است که جامعه اسلامی، با انباشت کنشهای نادرست، خود زمینه اجرای قضای ایجابی الهی را فراهم ساخت. ازاینرو، عاشورا «یوماللهِ مبارک» نیست، بلکه «یوماللهِ نَحس» برای امت اسلامی است؛ روزی که آثار اعمال خود امت به مرحله تجلی رسید و هنوز نیز جهان اسلام پیامدهای آن را تحمل میکند.
کلیدواژهها: عاشورا، یومالله، قضای ایجابی، سنن الهی، ولایت، انباشت و تجلی، حکمت عملی.
مقدمه
حادثه عاشورا بزرگترین مصیبت تاریخ اسلام است. با وجود هزاران کتاب و مقاله درباره آن، غالب تحلیلها بر نقش اشخاص، حکومت اموی یا شرایط سیاسی زمان تمرکز کردهاند؛ در حالی که پرسش اصلی همچنان باقی است:
چه شد که جامعه اسلامی به چنین نقطهای رسید؟
اگر خداوند جهان را بر اساس سنتهای ثابت اداره میکند، عاشورا نیز باید نتیجه اجرای یکی از همان سنتها باشد، نه صرفاً رخدادی تاریخی.
این نوشتار بر این باور است که عاشورا محصول یک تصمیم چند ساعته نبود؛ بلکه نتیجه انباشت مستمر افکار، رفتارها، سکوتها، دنیاطلبیها، تحریفها و ترک مسئولیتهای امت اسلامی بود؛ انباشتی که پس از عبور از آستانه، واکنش سنتهای الهی را برانگیخت و در قالب یک قضای ایجابی در تاریخ ظاهر شد.
مبنای نظری
جهان بر اساس قانونمندی اداره میشود. هیچ حادثه بزرگ تاریخی بدون فراهم شدن مقدمات آن تحقق نمییابد.
قانون بنیادین این تحلیل چنین است:
«إذا تراکم بلغ وإذا بلغ تجلّى.»
یعنی هرگاه آثار اعمال به اندازه کافی انباشته شوند، به آستانه میرسند و پس از رسیدن به آن، آثارشان آشکار میشود.
این قانون تنها درباره خیر نیست؛ درباره شر نیز صادق است.
همان گونه که انباشت ایمان، عدالت و عمل صالح رحمت الهی را ظاهر میکند، انباشت ظلم، نفاق، دنیاپرستی و ترک ولایت نیز قهر الهی را آشکار میسازد.
بنابراین «تجلی» همیشه به معنای خیر نیست؛ بلکه ظهور نتیجه طبیعی یک قانون الهی است.
عاشورا؛ محصول انباشت، نه حادثهای دفعی
شهادت امام حسین(ع) نتیجه تصمیم یک روز یا یک حکومت نبود.
پیش از عاشورا دهها سال انباشت صورت گرفت:
کمرنگ شدن معرفت نسبت به ولایت؛
ترجیح دنیا بر حق؛
سکوت خواص در برابر انحراف؛
عادی شدن ظلم؛
کنار گذاشتن اهلبیت(ع) از مرجعیت جامعه؛
تبدیل دین الهی به ابزار قدرت.
هر یک از اینها یک کنش اختیاری بود؛ اما هیچکدام به تنهایی عاشورا را پدید نیاورد.
آنچه عاشورا را ساخت، انباشت آثار این کنشها بود.
واکنش سنن الهی و قضای ایجابی
قرآن کریم میفرماید:
﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ﴾
«خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»
(رعد: ۱۱)
این آیه نشان میدهد که تغییرات تاریخی ابتدا از درون جامعه آغاز میشود و سپس سنتهای الهی واکنش مناسب را آشکار میکنند.
همچنین قرآن میفرماید:
﴿قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾
«بگو همه از جانب خداست.»
(نساء: ۷۸)
این آیه به معنای نفی اختیار انسان نیست؛ بلکه بیان میکند که تحقق نهایی همه حوادث در چارچوب سنتهای الهی انجام میشود. انسان با اختیار خود زمینه را فراهم میکند و خداوند بر اساس همان زمینه، قضای ایجابی را جاری میسازد.
بنابراین شهادت امام حسین(ع)، اسارت اهلبیت(ع) و سقوط اخلاقی جامعه، همگی در قلمرو اجرای سنتهای الهی قرار دارند؛ اما علت پیدایش آنها، اعمال اختیاری امت بود.
عاشورا؛ یوماللهِ نَحس
در این تحلیل باید میان «قداست شهید» و «ماهیت روز شهادت» تفکیک کرد.
امام حسین(ع) مبارکترین انسان عصر خویش بود؛ اما روزی که امت اسلامی فرزند پیامبر را به قتل رساند، چگونه میتواند روز مبارک امت باشد؟
آن روز، روز ظهور رحمت نبود؛ روز ظهور قهر الهی بود.
روزی بود که آثار انباشت انحراف به مرحله تجلی رسید.
ازاینرو عاشورا برای امت اسلامی یوماللهِ نَحس است؛ نه به دلیل شخصیت امام، بلکه به دلیل وضعیت جامعهای که چنین جنایتی را رقم زد.
همچنین سقیفه را نیز میتوان آغاز یک مسیر انحرافی دانست که آثار آن به تدریج متراکم شد و در عاشورا به آستانه ظهور رسید.
بنابراین عاشورا پایان یک مسیر نبود؛ تجلی طبیعی همان مسیری بود که سالها پیش آغاز شده بود.
چرا صالحان مانع وقوع عاشورا نشدند؟
ممکن است پرسیده شود که در جامعه اسلامی مؤمنان و صالحان نیز حضور داشتند؛ پس چرا عاشورا رخ داد؟
پاسخ آن است که سنتهای الهی بر اساس غلبه آثار اجتماعی عمل میکنند.
هر دو جبهه، آثار اعمال خود را تولید میکنند.
اگر آثار ایمان و عدالت غالب شود، رحمت الهی تجلی میکند.
اما اگر آثار ظلم، نفاق، دنیاطلبی و سکوت اکثریت بر آثار صالحان غلبه کند، واکنش سنن الهی متناسب با همان غلبه خواهد بود.
بنابراین، شهادت امام حسین(ع) به معنای ضعف حق نیست؛ بلکه نشانه آن است که آثار اجتماعی باطل در آن مقطع تاریخی از نظر کمّی و کیفی به آستانه رسیده بود.
آستانه؛ مرز تدبیر و تقدیر
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند:
«تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِي التَّدْبِيرِ.»
(نهجالبلاغه، حکمت ۲۵۰)
یعنی امور در برابر تقدیر الهی خاضع میشوند، تا آنجا که گاه همان تدبیر انسان وسیله تحقق سرنوشت او میشود.
بر اساس این بیان، تا پیش از رسیدن به آستانه، هنوز امکان اصلاح و تدبیر وجود دارد؛ اما هنگامی که آثار اعمال از حد معینی عبور کرد، مرحله اجرای تقدیر آغاز میشود.
در این مرحله، قضای ایجابی الهی تحقق مییابد و بازگشت بسیار دشوار میشود.
عاشورا را میتوان نقطهای دانست که جامعه اسلامی از مرحله تدبیر عبور کرده و وارد مرحله اجرای تقدیر ناشی از اعمال خویش شده بود.
انسان، سازنده سرنوشت خویش
در روایات قدسی آمده است:
«إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ تُرَدُّ إِلَيْكُمْ.»
یعنی آنچه به انسان بازمیگردد، چیزی جز اعمال خود او نیست.
این روایت، همان حقیقتی را بیان میکند که قرآن از آن با عنوان سنتهای الهی یاد میکند.
انسان ابتدا عمل میکند؛ سپس آثار عمل او به خودش بازمیگردد.
جامعه نیز چنین است.
امت اسلامی سالها کاشت و عاشورا محصول همان کشت بود.
پیام امروز عاشورا
اگر عاشورا نتیجه انباشت اعمال امت بود، پس هر جامعهای نیز میتواند با انباشت کنشهای خود، آینده خویش را بسازد.
جامعهای که عدالت، صداقت، علم، ولایت و مسئولیتپذیری را انباشته کند، به یومالله مبارک خواهد رسید.
و جامعهای که ظلم، نفاق، دنیاپرستی، سکوت در برابر باطل و تحریف حقیقت را انباشته سازد، دیر یا زود یومالله نحس دیگری را تجربه خواهد کرد.
ازاینرو، عاشورا صرفاً یک خاطره تاریخی نیست؛ هشداری دائمی درباره قانون حاکم بر تاریخ است.
نتیجهگیری
عاشورا را نباید صرفاً حادثهای عاطفی یا سیاسی دانست، بلکه باید آن را در چارچوب سنن الهی و قانونمندی تاریخ تحلیل کرد.
بر اساس این دیدگاه:
عاشورا نتیجه انباشت چند دهه انحراف امت اسلامی بود.
این انباشت پس از عبور از آستانه، واکنش سنن الهی را برانگیخت.
شهادت امام حسین(ع) و اسارت اهلبیت(ع) جلوه اجرای قضای ایجابی الهی بر جامعهای بود که زمینه آن را با اعمال خود فراهم ساخته بود.
عاشورا برای امت اسلامی «یوماللهِ نَحس» است؛ زیرا روز تجلی آثار انحراف، نه روز نزول رحمت بر آن امت بود.
قداست امام حسین(ع) با نحس بودن آن روز برای امت هیچ تعارضی ندارد؛ بلکه عظمت آن حضرت، معیار سنجش عمق سقوط جامعهای است که به چنین جنایتی دست زد.
پیام جاودانه عاشورا آن است که هیچ جامعهای از قانون الهی مستثنا نیست؛ هر انباشتی، دیر یا زود، به آستانه میرسد و پس از آن، آثارش آشکار خواهد شد.
ازاینرو، بزرگداشت عاشورا تنها با سوگواری کامل نمیشود؛ بلکه با جلوگیری از تکرار همان انحرافاتی تحقق مییابد که امت را به آن یوماللهِ نحس رساند. جامعهای که امروز از برهان، عدالت، ولایت و مسئولیت فاصله بگیرد، همان قانون را دوباره فعال خواهد کرد؛ زیرا سنتهای الهی نه تعطیل میشوند و نه تبعیض میپذیرند.
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ.» (رعد: ۱۱)
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین.
برای مطالعه در مورد بازخوانی نهضت حسینی بر اساس مکتب فکری کنش فراکنش روی این لینک کلیک کنید.
کامنت ها (2)
-
-
فاضل زاده گفته:
بسمه تعااب باسپاس ...به درستی از مقاله حضرتعالی....آنچه همه را سردرگم کرده تشخیص درست است...ومعیارآن سخت است...
1405-04-09
ارسال کامنت جدید
ارسال

موسسه بین المللی اویس قرنی
تعداد پست ها120
مجید گفته:
استاد واقعا استفاده کردم
1405-04-08